خدايا آنکه در تنهاترين تنهاييم تنهای تنهايم گذاشت خواهشی دارم... تو در تنهاترين
تنهاييش تنهای تنهايش نزار
چه زيباست نوشتن وقتي ميداني او ميخواند.. چه زيباست سرودن وقتي ميداني او
ميشنود.. و چه زيباست جنون وقتي ميداني او ميبيند
هر کی تو چشمم زل میزد اسم تو رو داد میزدم با اینکه من خوب میدونم تو یک پری
من آدمم اما چکار کنم دلم همش میگه دوست دارم
عشق اون نيست که يه نفر با تو، تو بارون راه بره تا هر دوتاتون خيس بشين...
عشق اونه که يه نفر تو بارون چتر تو بشه تا تو خيس نشي و تو نفهمي چرا خيس
نشدي
در پی پیدا کردن کسی برو
که فقط واسه خودت بخواد تو رو